۱. پایان گمانهزنیهای هماهنگی: ادعای هماهنگی قبلی با رهبری رد شد و دیگر محلی از اعراب ندارد.
۲. ابطال انگاره تحمیل: ادعای تحمیل تفاهمنامه به رهبری رد شد؛ لذا نمیتوان گفت ایشان در عمل انجامشده قرار گرفتهاند.
۳. پایان برچسبهای معاندین: نظر اقلیت معاندی که رهبری را به خودرأیی متهم میکردند، برای همیشه به زبالهدان تاریخ پیوست.
تبیین راهبردی
تکلیف ما در تبعیت محض از ولایت فقیه این است که اجازه ندهیم دشمنان از این پیام برای «دوقطبیسازی و اختلافافکنی» سوءاستفاده کنند. عدهای مسئولین را به خیانت متهم میکنند، در حالی که رهبر معظم انقلاب در همین پیام، آنان را «دلسوز و متعهد» خطاب کردهاند؛ بنابراین «علیالاصول نباید مسئولین را خیانتکار» معرفی کرد.
این پیام تاریخی، برگ برندهای برای حمایت از دولت و تیم مذاکرهکننده است. اکنون مثلث استراتژیک پشتیبان دولت شامل «پیام رهبری، مردم و نیروهای مسلح» است. این پیام، همچون پتکی بازدارنده در مقابل بدعهدیهای آمریکا عمل میکند؛ چرا که دشمن میداند توان عبور از این سد نفوذناپذیر را ندارد و «علیالاصول در میدان مذاکره زیادهخواهی نخواهد کرد».
واژه «علیالاصول»، یک واژه عادی نیست؛ بلکه فرامتنی است که ابعاد راهبردی آن در آینده مشخص خواهد شد. این واژه دشمن را در ابهام استراتژیک قرار داده و اثربخشی آن به مراتب بیش از موشکهای بالستیک است. نقطهزنی فقط در موشک نیست؛ گاهی «نقطهزنی در روایتسازی» است. کیاست و هوش استراتژیک مقام معظم رهبری، روایتی برترساز ایجاد کرده است که از سلاحهای هایپرسونیک قویتر است.
رهبر نقطهزن، ملت نقطهزن، نیروهای مسلح نقطهزن، رسانه ملی نقطهزن، مسئولین نقطهزن، وحدت ملی نقطهزن، انسجام اجتماعی نقطهزن.
صد حیف که امام شهیدمان رفت و صد شکر که رهبرمان آمد.
ما مطیع محض امر رهبریم.
دکتر فتحالله کلانتری ؛کارشناس ارشد مسائل سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع امنیت ملی

