وی افزود: در کنار این پیشرانها، مجموعهای از قطعیتها و عدمقطعیتها مانند تحولات میدانی و اختلافات ایجادشده میان سیاسیون و نظامیان آمریکا نیز بر روند تحقق سناریوها اثرگذار است و با توجه به این شرایط، سه سناریوی محتمل برای آینده جنگ قابل تصور خواهد بود.
پیشرانهای سیاسی مؤثر بر آینده جنگ منطقه
این تحلیلگر مسائل سیاسی سناریوی نخست را آغاز مجدد درگیریها به شکلی متفاوتتر از جنگ ۳۸ روزه عنوان کرد و گفت: این سناریو مورد مطالبه نتانیاهو، هگست وزیر دفاع آمریکا، روبیو وزیر امور خارجه آمریکا و تا حدودی کوشنر داماد ترامپ و ویتکاف نماینده ترامپ در امور خاورمیانه است.
کلانتری تصریح کرد: ترامپ در این سناریو بهدنبال تبدیل «خشم حماسی» به «خشم اجتماعی»، «خشم اقتصادی» و «خشم امنیتی» است تا از طریق پیوند این مؤلفهها، استراتژی فروپاشی از درون را همزمان با حمله محدود اما شدید بیرونی در قالب «عملیات پتک سنگین» اجرایی کند.
وی ادامه داد: این الگوی جنگی مبتنی بر چهار شاخه اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و نظامی است که همزمان با جنگ روایتها، عملیات سایبری و ابزار فضای مجازی دنبال میشود.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی، سناریوی دوم را «فرسایندگی و تهیسازی از درون» دانست و اذعان کرد: در این سناریو، دشمن با حفظ وضعیت نه آفند و نه پدافند، بهدنبال فرسایش توان دفاعی نیروهای مسلح، فرسایش رفتاری مردم و همچنین فرسایش سیاسی و مدیریتی دولتمردان است.
کلانتری افزود: در این مسیر، تداوم محاصره دریایی و تلاش برای دوقطبیسازی میان مردم و مسئولان سیاسی با هدف فروپاشی از درون، در دستور کار دشمن قرار دارد.
وی در ادامه با اشاره به سناریوی سوم، خاطرنشان کرد: سناریوی سوم، ایجاد وضعیت جدید و دستاوردسازی کاذب برای ترامپ از طریق «صلح تحمیلی جهانی» علیه ایران است.
عضو هیأت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی عنوان کرد: یکی از اهداف سفر ترامپ به چین، جلب حمایت این کشور برای آزادسازی تنگه هرمز است؛ چرا که چین بهدلیل روابط مناسب با ایران، کنترل هوشمندانه تنگه هرمز را در کوتاهمدت میپذیرد، اما در میانمدت و بلندمدت با آن مخالف است.
کلانتری بیان کرد: ترامپ در تلاش است با اجماعسازی جهانی، فشار بر ایران در موضوع تنگه هرمز را افزایش دهد و نظامیان آمریکا نیز معتقدند ایران ممکن است صلح تحمیلی آمریکایی را نپذیرد، اما در برابر صلح تحمیلی جهانی انعطاف نشان دهد.
وی ادامه داد: در این سناریو، آمریکا میکوشد از ظرفیت جهانی برای وادار کردن ایران به مذاکره و خروج از باتلاق جنگ فرسایشی استفاده کند؛ موضوعی که در نهایت دستاوردسازی کاذبی برای ترامپ ایجاد خواهد کرد تا بتواند آبرومندانه از این جنگ خارج شود.
تبدیل جنگ نظامی به بحران اقتصادی جهانی
این کارشناس مسائل سیاسی اذعان کرد: اکنون بسیاری از کشورهای جهان و حتی سازمان ملل معتقدند «جنگ تحمیلی سوم» از مرحله نظامی عبور کرده و به «جنگ جهانی اقتصادی» تبدیل شده است و به همین دلیل، جهان نیز خود را بازنده این جنگ میدانند.
کلانتری در پایان تأکید کرد: با توجه به مجموعه پیشرانها، تحولات میدانی و شرایط بینالمللی، به نظر میرسد محتملترین سناریو، همان سناریوی سوم یعنی «صلح تحمیلی جهانی» باشد.
انتهای خبری/

